|
eshgh
|
![]() |
عشق یعنی سرزمین پاک من![]()
عشق یعنی لحظه ی بیداد من عشق یعنی لیلی و مجنون شدن![]()
عشق یعنی وامق و عذرا شدن عشق یعنی مسجد الاقصی من![]()
عشق یعنی کودک فردای من![]()
عشق یعنی کلبه دل ساختن در قمار زندگی جان باختن![]()
عشق یعنی چشمهای پر ز خون درد و غم یکجا به هم امیختن![]()
عشق یعنی درد های بیشمار گریه کردن سوختن افروختن![]()
عشق یعنی کلبه اسرار یعنی مخزن الاسرار من![]()
نه به آبيها دل خواهم بست![]()
نه به دريا-پرياني كه سر از خاك به در ميآرند![]()
و در آن تابش تنهايي ماهيگيران![]()
ميفشانند فسون از سر گيسوهاشان. ![]()
"دور بايد شد، دور."![]()
مرد آن شهر اساطير نداشت
.
زن آن شهر به سرشاري يك خوشه انگور نبود
.
هيچ آيينه تالاري، سرخوشيها را تكرار نكرد
.
چاله آبي حتي، مشعلي را ننمود
.
"دور بايد شد، دور.
"

تو دور مي شوي
و انگار ابرها ستاره ام را مي چينند
و تك شقايقم در مرداب مي ميرد
و حال در بطن اين لحظه هاي سرد
سبد هاي سيب پر از خالي است
ومن اهسته زير سايه ي درخت ها تب مي كنم
و در اغتشاش توهم برگ ها هذيان مي گويم
اه تو هركجا هستي سري به خواب من بزن
وببين كه هنوز بي شقايق بي ستاره در چشم سيب ها رنگ مي بازم

![]() |
هزار سال به سوی تو آمدم افسوس !
هنوز دوری ! دوراز من ای امید محال
هنوز دوری
آه
از همیشه دورتری
همیشه اما در من کسی نوید می دهد
که می رسم به تو
شاید هزار سال دیگر
صدای قلب تو را پشت آن حصار بلند
همیشه میشنوم
همیشه سوی تو می آییم
همیشه در راهم
همیشه با تو ام ای جان
همیشه با من باش

ای آسمون زیبا امشب دلم گرفته
های و هوی دنیا امشب دلم گرفته
یک سینه غزق مستی دارد هوای باران
از این خراب رسوا امشب دلم گرفته
امشب خیال دارم تا صبح گریه کنم
شرمنده ام خدایا امشب دلم گرفته
خون دل شکسته بر دیدگان تشنه
باید شود هویدا امشب دلم گرفته
ساقی عجب صفایی دارد پیاله ی تو
پر کن به جان مولا امشب دلم گرفته
گفتی خیال بس کن فرمایشت متین است
فردا به چشم اما امشب دلم گرفته


درصد فضولی خود را بسنجید

کاش بودي تا دلم تنها نبود تا اسير غصه ي فردا نبود کاش بودي تا براي قلب من زندگي اين گونه بي معنا نبود کاش بودي تا لبان سرد من بي خبر از موج و از دريا نبود کاش بودي تا فقط باور کني بعد تو اين زندگي زيبا نبود ---
هميشه به من مي گفت زندگي وحشتناک است ولي يادش رفته بود که به من مي گفت تو زندگي من هستي روزي از روزها از او پرسيدم به چه اندازه مرا دوست داري گفت به اندازه خورشيد در اسمان نگاهي به اسمان انداختم ديدم که هوا باراني بود و خورشيدي در اسمان معلوم نبود شبي از شبها از او پرسيدم به چه اندازه مرا دوست داري گفت به اندازه ستاره هاي اسمان نگاهي به اسمان انداختم ديدم که هوا ابري بود وستاره اي در اسمان نبود خواستم براي از دست دادنش قطره اي اشک بريزم ولي حيف تمام اشکهايم را براي بدست اوردنش از دست داده بودم هر وقت که دل کسي رو شکستي روي ديوار ميخي بکوب تا به يادت باشه که دلشو شکستي هر وقت که دلشو بدست اوردي ميخ را از روي ديوار در بيار اخه دلشو بدست اوردي اما چه فايده جاي ميخ که رو ديوار مونده

مي خواهم بزرگ ترين دروغ عمرم را برايت بگويم : فراموشت خواهم کرد
مي خواهم صادقانه ترين کلام عمرم را برايت بگويم: دوستت دارم همیشه!
می خواهم عشق را برایت معنی کنم: عشق یعنی تو!
می خواهم تورو احساس کنم:عکس هایت را می بوسم
می خواهم دل خود را شاد کنم : به امید دیدنت می گ
اگه کسی واقعا عاشق باشه توی هیچ شرایطی عشقشو تنها نمیزاره...
جدایی...
میدانی هر روز در جنگیم
انگار طوری راه خود را گم کرده ایم
وقتی برای بار اول شروع کردیم
آره ، همه یک جور زندگی میکردیم
حالا، هر چه زمان میگذردهر یک از ما به راه خود میرویم
حال که دیگر احساسی نمانده
هیچ سودی در پیشرفتمان نیست
میدانی؟ما هر دو تلاش کردیم
آره ؛ هر دو دروغ گفتیم!
حالا که اشک ها فرو مینشیند
هر یک از ما به راه خود میرویم
جدایی؛آره جدایی تنهاراه استجدایی؛ امروز آغاز میشود...

دوستت دارم را بر لبانم جاری کنم منتظر لحظه ای هستم که در کنارت
بنشینم سر رو شانه هایت بگذارم....از عشق تو.....از داشتن
تو...اشک شوق ریزم منتظر لحظه ی مقدس که تو را در آغوش
بگیرم بوسه ای از سر عشق به تو تقدیم کنم وبا تمام
وجود قلبم وعشقم را به تو هدیه کنم اری من تورا دوست دارم
وعاشقانه تو را می ستایم

![]() |
زدست دیده و دل هر دو فریاد که هر چه دیده بیند دل کند یاد بسازم خنجری نیشش ز فولاد زنم بر دیده تا دل گردد ازاد
|
تو اين روزاي بي کسي اگه به دادم نرسي يه روز مي آي که دير شده نمونده از من نفسی |

دلم برای شونه هات تنگه

چون تشنۀ عشق یک روزی سیراب می شود.
پس سعی کن به کسی دل ببندی که لایق
.
![]() | ||
|
|

آنکه در تنهاترين تنهايي ام تنهاي تنهايم گذاشت.....اي خــــــــــــــدا.....
در تنهاترين تنهاييش تنهاي تنهايش نذار.....![]()
![]()
خنده ی تلخ آدما همیشه از دلخوشی نیست گاهی شکستن دلی
کمترازآدم کشی نیست گاهی دل اونقدرتنگ میشه که گریه
هم کم میاره یه حرف خیلی ساده هم چقدرغم میاره

عشق ان است که :
>>>چترت را بالای سر دلدارت بگیری طوری که نفهمد چرا زیر باران بود و خیس نشد<<<



چه سخت است زندگی
آن هنگام که احساس کنیم زیر این آسمان کبود کسی نیست که ما را
دوست داشته باشد ...

بابا دیگه باید چکار کنم تا قبول کنی که دوستت دارم
