eshgh
09337914418 inshomarame kari dashtid dar khedatam

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام مرداد 1393ساعت 1:2  توسط hamid  | 

عشق یعنی سرزمین پاک من

عشق یعنی لحظه ی بیداد من عشق یعنی لیلی و مجنون شدن

عشق یعنی وامق و عذرا شدن عشق یعنی مسجد الاقصی من

عشق یعنی کودک فردای من

عشق یعنی کلبه دل ساختن در قمار زندگی جان باختن

عشق یعنی چشمهای پر ز خون  درد و غم یکجا به هم امیختن

عشق یعنی درد های بیشمار گریه کردن سوختن افروختن

عشق یعنی کلبه اسرار یعنی مخزن الاسرار من

 

نه به آبي‌ها دل خواهم بست

نه به دريا-پرياني كه سر از خاك به در مي‌آرند

و در آن تابش تنهايي ماهي‌گيران

مي‌فشانند فسون از سر گيسوهاشان.

"دور بايد شد، دور."

مرد آن شهر اساطير نداشت.

زن آن شهر به سرشاري يك خوشه انگور نبود.

هيچ آيينه تالاري، سرخوشي‌ها را تكرار نكرد.

چاله آبي حتي، مشعلي را ننمود.

"دور بايد شد، دور."

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم شهریور 1390ساعت 18:25  توسط hamid  | 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم شهریور 1390ساعت 18:18  توسط hamid  | 

تو دور مي شوي
و انگار ابرها ستاره ام را مي چينند
و تك شقايقم در مرداب مي ميرد
و حال در بطن اين لحظه هاي سرد
سبد هاي سيب پر از خالي است
ومن اهسته زير سايه ي درخت ها تب مي كنم
و در اغتشاش توهم برگ ها هذيان مي گويم
اه تو هركجا هستي سري به خواب من بزن
وببين كه هنوز بي شقايق بي ستاره در چشم سيب ها رنگ مي بازم

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم شهریور 1389ساعت 12:9  توسط hamid  | 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم شهریور 1389ساعت 12:8  توسط hamid  | 

 

هزار سال به سوی تو آمدم افسوس !

هنوز دوری ! دوراز من ای امید محال

هنوز دوری

آه

از همیشه دورتری

همیشه اما در من کسی نوید می دهد

که می رسم به تو

شاید هزار سال دیگر

صدای قلب تو را پشت آن حصار بلند

همیشه میشنوم

همیشه سوی تو می آییم

همیشه در راهم

همیشه با تو ام ای جان

همیشه با من باش

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم شهریور 1389ساعت 12:5  توسط hamid  | 

 

ای آسمون زیبا امشب دلم گرفته

های و هوی دنیا امشب دلم گرفته

یک سینه غزق مستی دارد هوای باران

از این خراب رسوا امشب دلم گرفته

امشب خیال دارم تا صبح گریه کنم

شرمنده ام خدایا امشب دلم گرفته

خون دل شکسته بر دیدگان تشنه

باید شود هویدا امشب دلم گرفته

ساقی عجب صفایی دارد پیاله ی تو

پر کن به جان مولا امشب دلم گرفته

گفتی خیال بس کن فرمایشت متین است

فردا به چشم اما امشب دلم گرفته


+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم شهریور 1389ساعت 12:4  توسط hamid  | 

       
+ نوشته شده در  جمعه سی ام مرداد 1388ساعت 13:10  توسط hamid  | 

درصد فضولی خود را بسنجید



کاش بودي تا دلم تنها نبود تا اسير غصه ي فردا نبود کاش بودي تا براي قلب من زندگي اين گونه بي معنا نبود کاش بودي تا لبان سرد من بي خبر از موج و از دريا نبود کاش بودي تا فقط باور کني بعد تو اين زندگي زيبا نبود ---

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت 10:49  توسط hamid  | 

هميشه به من مي گفت زندگي وحشتناک است ولي يادش رفته بود که به من مي گفت تو زندگي من هستي روزي از روزها از او پرسيدم به چه اندازه مرا دوست داري گفت به اندازه خورشيد در اسمان نگاهي به اسمان انداختم ديدم که هوا باراني بود و خورشيدي در اسمان معلوم نبود شبي از شبها از او پرسيدم به چه اندازه مرا دوست داري گفت به اندازه ستاره هاي اسمان نگاهي به اسمان انداختم ديدم که هوا ابري بود وستاره اي در اسمان نبود خواستم براي از دست دادنش قطره اي اشک بريزم ولي حيف تمام اشکهايم را براي بدست اوردنش از دست داده بودم

 

 هر وقت که دل کسي رو شکستي روي ديوار ميخي بکوب تا به يادت باشه که دلشو شکستي هر وقت که دلشو بدست اوردي ميخ را از روي ديوار در بيار اخه دلشو بدست اوردي اما چه فايده جاي ميخ که رو ديوار مونده

+ نوشته شده در  جمعه یکم خرداد 1388ساعت 18:37  توسط hamid  | 

 

+ نوشته شده در  جمعه یکم خرداد 1388ساعت 18:32  توسط hamid  | 


مي خواهم بزرگ ترين دروغ عمرم را برايت بگويم : فراموشت خواهم کرد

               مي خواهم صادقانه ترين کلام عمرم را برايت بگويم: دوستت دارم همیشه!

                                می خواهم عشق را برایت معنی کنم: عشق یعنی تو! 

                                                می خواهم تورو احساس کنم:عکس هایت را می بوسم

                                                                  می خواهم دل خود را شاد کنم : به امید دیدنت می گ

اگه کسی واقعا عاشق باشه توی هیچ شرایطی عشقشو تنها نمیزاره...

 Click to view full size image

                                                                                                


جدایی...


میدانی هر روز در جنگیم

انگار طوری راه خود را گم کرده ایم

وقتی برای بار اول شروع کردیم

آره ، همه یک جور زندگی میکردیم

حالا، هر چه زمان میگذرد

هر یک از ما به راه خود میرویم

حال که دیگر احساسی نمانده

هیچ سودی در پیشرفتمان نیست

میدانی؟ما هر دو تلاش کردیم

آره ؛ هر دو دروغ گفتیم!

حالا که اشک ها فرو مینشیند

هر یک از ما به راه خود میرویم

جدایی؛آره جدایی تنهاراه است

جدایی؛ امروز آغاز میشود...

 

+ نوشته شده در  جمعه یکم خرداد 1388ساعت 18:30  توسط hamid  | 

منتظر لحظه ای هستم که دستانت را بگیرم در چشمانت خیره شوم     


دوستت دارم را بر لبانم جاری کنم منتظر لحظه ای هستم که در کنارت

بنشینم سر رو شانه هایت بگذارم....از عشق تو.....از داشتن

تو...اشک شوق ریزم منتظر لحظه ی مقدس که تو را در آغوش

بگیرم بوسه ای از سر عشق به تو تقدیم کنم وبا تمام

وجود قلبم وعشقم را به تو هدیه کنم اری من تورا دوست دارم

وعاشقانه تو را می ستایم

زدست دیده و دل هر دو فریاد

                       که هر چه دیده بیند دل کند یاد

بسازم خنجری نیشش ز فولاد

                      زنم بر دیده تا دل گردد ازاد

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم دی 1385ساعت 17:29  توسط hamid  | 

          تو اين روزاي بي کسي اگه به دادم نرسي  

            يه روز مي آي که دير شده نمونده از من نفسی     
دیوونتم...
  1.                 مي نويسم براي تويي كه به اميد دوباره ديدنت زنده ام    
پس نازنينم زودتر بيا...
امروز نمي دونم از چي بنويسم به دنبال بهونه اي هستم تا باز هم مثل هميشه از توبنويسم
ولي هرچه فكر مي كنم بهونه اي به ذهنم خطور نمي كنه
پس بي بهونه مي گم دوست دارم دلم برات تنگ شده
كاش سرنوشت كمي دست از لجبازي برمي داشت و من يك بار ديگه مي ديدمت
هرچند اگر تمام عمر هم چشمان تو را به نظاره بنشينم براي من كم است
ولي لحظه اي ديدن تو مي تونه دلمو تا مدتي آروم كنه
مي دانم سرنوشت اين بار قصد مغلوب كردن منو داره
ولي فرياد مي زنم كه همه بشنوند اين بار با دفعات قبل فرق داره
مي خوام همه بدونند كه من لذت تنهايي رو به تمام لذت هاي بدون تنهايي خود ترجيح ميدم
و به قول شاعر :تنهايي گرچه كشنده است واسه من خيلي عزيزه
مي خواهم تنهايي ام را تنها با تو قسمت كنم
          تويي كه خود اين تنهايي رو به من هديه دادي     برگرد...
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1385ساعت 18:45  توسط hamid  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1385ساعت 18:45  توسط hamid  | 

دلم گرفته
i miss you

دلم برای شونه هات تنگه

دلم خونه
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1385ساعت 18:38  توسط hamid  | 

ی کن به کسی که تشنۀ عشق است، دل نبندی.

چون تشنۀ عشق یک روزی سیراب می شود.

پس سعی کن به کسی دل ببندی که لایق .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1385ساعت 18:32  توسط hamid  | 

<img src="http://i1.tinypic.com/mv41tg.jpg" alt="Image hosting by TinyPic">
 
+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مرداد 1385ساعت 23:8  توسط hamid  | 

او خی 
+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مرداد 1385ساعت 23:5  توسط hamid  | 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم تیر 1385ساعت 14:25  توسط hamid  | 

 آنکه در تنهاترين تنهايي ام تنهاي تنهايم گذاشت.....اي خــــــــــــــدا.....

در تنهاترين تنهاييش تنهاي تنهايش نذار.....

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم تیر 1385ساعت 14:24  توسط hamid  | 

 

خنده ی تلخ آدما همیشه از دلخوشی نیست گاهی شکستن دلی

 

کمترازآدم کشی نیست گاهی دل اونقدرتنگ میشه که گریه

 

 

هم کم میاره یه حرف خیلی ساده هم چقدرغم میاره

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم تیر 1385ساعت 14:9  توسط hamid  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم تیر 1385ساعت 14:5  توسط hamid  | 

عشق ان نیست که دو دلداده با هم زیر باران خیس شوند

       عشق ان است که :

 >>>چترت را بالای سر دلدارت بگیری طوری که نفهمد چرا زیر باران بود و خیس نشد<<<

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم تیر 1385ساعت 14:3  توسط hamid  | 

   به روی برگ زندگی دو خط زرد می کشم

   وچشم عاشق تو را که گریه کرد می کشم

   تو رفتی و بدون تو کسی نگفت با خودش

   که من بدون چشم تو چقدر درد می کشم.


+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم تیر 1385ساعت 14:1  توسط hamid  | 

+ نوشته شده در  شنبه سوم تیر 1385ساعت 18:14  توسط hamid  | 

+ نوشته شده در  شنبه سوم تیر 1385ساعت 18:13  توسط hamid  | 

چه سخت است زندگی

 

آن هنگام که احساس کنیم زیر این آسمان کبود کسی نیست که ما را

 

دوست داشته باشد ...

 

+ نوشته شده در  شنبه سوم تیر 1385ساعت 18:12  توسط hamid  | 

+ نوشته شده در  شنبه سوم تیر 1385ساعت 18:8  توسط hamid  | 

بابا دیگه باید چکار کنم تا قبول کنی که دوستت دارم

 

tagdim ba eshg

+ نوشته شده در  شنبه سوم تیر 1385ساعت 18:6  توسط hamid  |